خبرگزاری فارس: مدیر سابق دفتر شبکه الجزیره در بیروت می‌گوید که سید حسن نصرالله در طول جنگ 33روزه جنگ روانی علیه صهیونیست‌ها را به خوبی مدیریت کرده و هر روزی که از این جنگ می‌گذشت، سرگردانی در رفتار سران اسرائیل قابل مشاهده بود.

به گزارش فارس، "غسان بن جدو " مدیر سابق دفتر شبکه الجزیره در بیروت به برررسی نقش سخنرانی‌های سید "حسن نصرالله " دبیرکل حزب‌الله لبنان در جریان جنگ 33 روزه پرداخت. 

بن جدو در گفت‌وگو با المنار لبنان جنگ 33 روزه را مملو از غافلگیری‌ها دانست و تاکید کرد که مهم‌تر از تمام این غافلگیری‌ها سخنرانی‌های سید حسن نصرالله و نحوه تعامل وی با رسانه‌ها و ارسال پیام‌های مختلف به طرف‌های مربوطه بود، وی در این سخنرانی‌ها قدرت خود را در ارسال پیام‌های مختلف به مردم، مقاومت، مبارزان حزب‌الله و افکار عمومی داخل و خارج از لبنان نشان داد. 

*نصرالله در زیر موشک‌باران اسرائیلی‌ها سخنرانی می‌کرد 

وی افزود که مهم در این سخنرانی‌ها این بود که وی از سالن‌ها و استودیوها سخنرانی نمی‌کرد بلکه از داخل جنگ و زیر موشک‌باران اسرائیلی‌ها سخن می‌گفت. 
بن جدو ابراز داشت که نصرالله بهترین نحوه سخن گفتن را انتخاب کرد، گر چه تمام سخنرانی‌های نصرالله در این زمان مهم بود، اما اولین ارتباط تلفنی المنار با وی در جریان این جنگ مهم‌ترین سخنان نصرالله را شکل داد، این سخنان کوتاه بود، اما در جای خود قوی ، بسیار مهم و چند بعدی بود. وی در این سخنان عملیات حمله به کشتی "ساعر " اسرائیل را فرماندهی کرده و گفت که الان این کشتی هدف قرار خواهد گرفت و همین اتفاق نیز روی داد، وی در این سخنان به صورت مستقیم دستور هدف قرار گرفتن این کشتی را صادر کرد و همه دنیا فهمیدند که در این لحظه این کشتی هدف قرار خواهد گرفت، این موضوع در هیچ جنگی در طول تاریخ سابقه نداشته است. 

*مقابله با شایعه پراکنی دشمن 

وی به یکی از سخنرانی‌های سید حسن نصرالله اشاره کرد که با اختلال فنی متوقف شد و گفت که اسرائیل بعد از این سخنرانی فرصت را غنیمت شمرده و سعی کرد اینگونه شایعه کند که نصرالله زخمی شده است، در اینحا بود که نصرالله تصمیم به سخنرانی دیگری گرفت تا علاوه بر بیانیه حزب‌الله به صورت مستند، این شایعات را رد کند. 

*پیام مهم نصرالله به مبارزان از طریق المنار 

وی به یکی از سخنرانی‌های سید حسن نصرالله در پاسخ به نامه‌ای که جوانان مبارز برای وی از طریق رادیو نور ارسال کرده بودند، اشاره کرده و آن را نیز در تاریخ جنگ‌های گذشته بی‌سابقه دانست، چرا که اولین باری بود که یک فرمانده نظامی از طریق رسانه‌ها پاسخ مبارزان خود را می‌داد. 

*سخنرانی بازسازی خرابی‌های جنگ و بذر امید در دل مردم لبنان 

بن جدو در ادامه به سخنرانی دبیرکل حزب‌الله لبنان بعد از آتش‌بس و امضای قطعنامه 1701 شورای امنیت اشاره کرده و گفت که این سخنرانی نیز بسیار مهم بود، چرا که نصرالله تمام اتفاقات روی داده در طول جنگ را به صورت مختصر توضیح داده و پیروزی نظامی مقاومت را در این جنگ اعلام کرد. 
وی اهمیت این سخنرانی را از آن جهت دانست که نصرالله علاوه بر اعلام پیروزی حزب‌الله، مردم را به بازسازی جنوب لبنان امیدوار کرد، وی در این زمینه تا جایی دقیق بود که در آن زمان تعداد دقیق خانه‌های تخریب شده را که نیاز به بازسازی داشتند، اعلام کرده و نشان داد که دستگاه اجتماعی حزب‌الله نیز مانند بخش‌های امنیتی ، نظامی و سیاسی در طول جنگ فعال بوده است. 

*عدم ورود نصرالله به درگیری‌های داخلی در طول جنگ 

وی ادامه داد که نصرالله در این سخنرانی‌ها از ورود به درگیری‌های داخلی پرهیز کرد، چرا که وی وارد جنگی منطقه‌ای شده بود و گروه‌های داخلی را کوچک می‌دانست، از سوی دیگر وی به اتحاد در جبهه داخلی تمایل داشت، از سوی دیگر برخی کشورهای عربی از همان روز آغاز جنگ موضع منفی در قبال مقاومت در پیش گرفتند و نصرالله به این ترتیب خواست تا این کشورها و جریانات موجود در آن را نسبت به این جنگ بی‌طرف کند، این در حالی بود که آنها آرزو می‌کردند که نصرالله سخنان تندی علیه آنها مطرح کند تا نسبت به آن واکنش نشان داده و حزب‌الله را در سختی و تنگنا قرار دهند. 

*نصرالله جنگ روانی را به خوبی علیه صهیونیست‌ها مدیریت کرد 

مدیر سابق دفتر الجزیره با اشاره به اینکه نصرالله در طول جنگ 33روزه جنگ روانی علیه صهیونیست‌ها را به خوبی مدیریت کرد، تاکید کرد: هر روزی که از این جنگ می‌گذشت، ما تردید و سرگردانی را در رفتار "ایهود اولمرت "، نخست‌وزیر، "زیپی لیونی " وزیر خارجه و "عمیر پرتص " رئیس ستاد ارتش اسرائیل به علت شکست در تحقق اهداف جنگ می‌دیدیم، این در حالی بود که رزمندگان روزبروز امیدوار تر از قبل می‌شدند، چرا که وعده‌هایی که نصرالله داده بود، یکی پس از دیگری محقق می‌شد. وی ادامه داد که سید به همین ترتیب هر روز بیشتر از قبل حمایت مردمی و رسانه‌ای و تمایل افکار عمومی جهانی را به خود جلب کرد. 

نصرالله در این جنگ ثابت کرد که رهبری چند بعدی است 

بن جدو ابراز داشت که نصرالله در طول این جنگ ثابت کرد که در تمام زمینه‌ها رهبر است، او فرمانده نظامیانی بود که با وجود حمایت تمام جهان از طرف مقابل، در این جنگ موفق شد، او فرمانده سیاسی بود که پیروزی قطعنامه 1701 را به دست آورد و فرمانده اطلاع‌رسانی بود که موفقیت را در سخنرانی های خود نیز به دست آورد، در بعد اجتماعی نیز وی سریعا به بازسازی ویرانی‌های جنوب لبنان وعده داد و در زمینه اخلاقی نیز نشان داد که فرماندهی است که با‌ آرامش ، طمأنینه و با اخلاق صحبت می‌کند. 

*نصرالله در تمام طول جنگ روزه بود 

این خبرنگار برجسته می‌افزاید: ما در طول جنگ می‌شنیدیم که نصرالله در سخنرانی‌های خود آب دهانش را قورت می‌داد، دشمن از این رفتار سوء استفاده کرده و اینگونه وانمود کرد که نصرالله از لحاظ روانی دچار ترس شده است، این در حالی بود که وی در تمام طول جنگ روزه بود و علت قورت دادن آب دهانش در سخنرانی‌ها نیز به همین موضوع بستگی داشت. 
بن جدو به آخرین موشک‌های مقاومت به سرزمین‌های اشغالی اشاره کرده و گفت که حزب‌الله با این موشک‌باران که تنها چند ساعت قبل از پذیرش قطعنامه انجام شد، نشان داد که این حزب‌الله است که شرایط میدان مبارزه را تعیین می‌کند و این نشانه بزرگی بود که به معنی پیروزی حزب‌الله در این جنگ بود. 
وی به دیدار خود در زمان جنگ با سید حسن نصرالله اشاره کرده و گفت که این دیدار تغییر ماهیتی در زندگیش ایجاد کرده است، چرا که نصرالله رهبری شجاع است که در داخل میدان جنگ آن را رهبری و فرماندهی می‌کرد. 




قدرت نرم, حزب الله, سیدحسن نصرالله

جوزف نای: برای پیروزی بر مسلمانان باید قلب و ذهن‌ آنها را تسخیر کرد

 

به نقل از فارس، "ناتان گاردلز" و "مایک مداووی" در کتابی با نام "بت آمریکایی پس از عراق" به تحلیل نقش هالیوود در جهان امروز و شکست‌ها و پیروزی‌های این غول سینمایی جهان پرداخته‌اند. نام کامل این کتاب "بت آمریکایی پس از عراق" است که از سوی انتشارات "بلک‌ول" منتشر شده و جوزف نای مقدمه آن را نوشته است.

مهم‌ترین وسیله قدرت نرم آمریکا صنعت غول‌پیکر رسانه‌ای این کشور و هالیوود است
نویسندگان این کتاب به توضیح و غالباً بحث در مورد دیپلماسی عمومی و نقش هالیوود در شکل‌دهی به آن به ویژه در دوره جدید پس از حملات 11 سپتامبر می‌پردازند.
 
پیش‌گفتار کتاب به وسیله جوزف نای، استاد دانشگاه هاروارد نوشته شده است؛ نای اساساً به دلیل طرح نظریه "قدرت نرم" شناخته شده است. نای بار دیگر بر اهمیت قدرت نرم - سلاح تبلیغ جمعی - تأکید و یادآوری می‌کند که در سقوط دیوار برلین و در نتیجه شوروی، که رونالد ریگان آن را امپراتوری شوم نامید، موشک و بمب نقش کلیدی نداشت، بلکه قدرت نرم بود که اهمیت داشت.
 
نای معتقد است که در قرن جدید، قدرت‌ نرم آمریکا در مقایسه با چند دهه اخیر ضعیف‌تر شده است. دلیل این موضوع رفتار نامناسب ارتش آمریکا با زندانیان در گوانتانامو و ابوغریب است. جهان دیگر مانند گذشته به آمریکا اعتماد و سخنان آن را باور ندارد. نای اظهار می‌کند که در عصر اطلاعات، موفقیت تنها به این بستگی ندارد که ارتش (قدرت سخت) چه کشوری پیروز می‌شود؛ بلکه همچنین مهم است که داستان (قدرت نرم) کدام کشور پیروز می‌شود.
 
او یادآوری می‌کند که در چالش و مشکل آمریکا با متعصبان و تندروهای اسلام‌گرا قدرت سخت به منظور شکست دادن آنان مورد نیاز است، اما در عین حال سلاح تبلیغ جمعی نیز برای تصرف قلب و ذهن مسلمانان میانه‌رو که اکثریت جهان اسلام را تشکیل می‌دهند لازم است. نای بر این نکته تأکید می‌کند که با استفاده از قدرت نرم می‌توان بسیار ساده‌تر به دموکراسی و حقوق بشر با تأثیرگذاری طولانی مدت دست یافت. واضح است که مهم‌ترین وسیله قدرت نرم آمریکا صنعت غول‌پیکر رسانه‌ای این کشور و هالیوود است که از سوی مؤلفین کتاب به طور گسترده مورد بحث قرار گرفته است.
 
قلب‌ها، ذهن‌ها و هالیوود
آن گونه که مؤلفین کتاب می‌نویسند، هالیوود بزرگ‌ترین ماشین رؤیاپردازی و داستان‌سرایی در تاریخ بشر بوده است. تصویر آمریکا برخلاف کشورهای دیگر، نه تنها بر پایه آنچه آمریکایی‌ها هستند و آن چه انجام می‌دهند، بلکه همچنین بر پایه چگونگی تصویری که آنان به وسیله ویترین جهانی‌شان از خود ارائه می‌دهند استوار است.
 
جذاب‌ترین و مسحور کننده‌ترین محصول این ماشین، تصویری از آمریکا به عنوان سرزمین موعود احتمالات و فرصت‌های بی‌شمار است که در آن آزادی در دسترس و جامعه همواره در حال حرکت است. هالیوود در طول 100 سال فعالیتش پنجره تازه‌ای را به سوی جهان گشوده است که جهان از طریق آن آمریکا را می‌بیند و آمریکایی‌ها نیز از طریق آن جهان را می‌بینند. برخی معتقدند که این صنعت در طول 100 سال اخیر در بیان و فروش داستان‌های (مطابق میل) آمریکا بسیار موفق بوده است. رؤیاهای آمریکایی - آزادی شخصی، رفاه طبقه میانی جامعه، تحرک اجتماعی و پیاده‌سازی قانون که به رؤیاهای جهان نیز تبدیل شدند، به وسیله هالیوود به تصویر کشیده شده‌اند.
 
استفاده سیاسی دولت آمریکا از هالیوود در مقابل هیتلر، در دوران جنگ سرد و در حال حاضر
مؤلف کتاب همچنین می‌نویسند که در اوج جنگ سرد، جان اف. کندی بود که به مدیران هالیوود دستور داد تا رمان‌های جاسوسی جیمز باند 007 نوشته "یان فلمینگ" را به فیلم تبدیل کنند. به علاوه او می‌گوید هالیوود برای مقابله با فاشیسم و نازیسم در قرن بیستم چارلی چاپلین، بازیگر شناخته شده در سطح جهانی را به خدمت گرفت که در فیلم دیکتاتور بزرگ قدرت هیتلر را کم جلوه داد. این اقدام به دنبال آرمان ویلسونی (وودرو ویلسون رئیس‌ جمهور آمریکا) مبنی بر نقش آمریکا در ایجاد دموکراسی و خودمختاری به نقاط دیگر جهان انجام شد.
 
این مثال‌ها نشان می‌دهد که هالیوود در طول تاریخش هم از امکانات خود برای رسیدن آمریکا به اهداف سیاسی‌اش استفاده کرده و هم خود به عنوان ابزار و بازیگری برای رسیدن آمریکا به این اهداف مورد استفاده قرار گرفته است. هالیوود با ایجاد شخصیت‌های شناخته شده جهانی مانند رامبو و جیمز باند موفق به شکست دشمنان و رقبای جهانی خود شده و این موضوع را قابل باور ساخته است که آمریکا منجی نهایی جهان است. ارزش‌های تبلیغ شده در هالیوود مطلق و عالمگیر و برای نجات انسان و انسانیت لازم هستند. واشنگتن در همین راستا مشتاقانه به دنبال استفاده از اثرگذاری و قدرت نرم هالیوود در داخل آمریکا به منظور همراه کردن مردم با اهداف سیاست خارجی این کشور است.

هالیوود علاوه بر گسترش خشونت و رفتارهای غیر اخلاقی در جهان، بنیان‌های مذهبی آمریکا را نیز به تدریج از بین می‌برد
اما عموماً نمی‌شد پذیرفت که اسلحه پنهان آمریکا و بزرگترین وسیله قدرت نرم، هالیوود، همواره نقش مثبتی را بازی می‌کند. نه تنها غیر آمریکایی‌ها از هالیوود به علت رواج فرهنگ خشونت و مستهجن در جهان از طریق فیلم‌هایش انتقاد می‌کنند، بلکه در درون آمریکا نیز افرادی هستند که از صنعت فیلم‌سازی انتقاد می‌نمایند. [فرانسیس] فوکویاما تصریح می‌کند: «هالیوود حامی نوعی فرهنگ سکولار، ماتریالیستی و سهل‌گیر است؛ فرهنگی که در بسیاری نقاط جهان به ویژه در میان مسلمانان محبوب نیست.»

زندگی کردن بدون هیچ مسئولیتی است که موجب به وجود آمدن بزرگترین تراژدی زمان ما شده است. هالیوود از بعد معنوی خالی است. بسیاری معتقدند که هالیوود در بالا بردن سطح معنویت و اخلاق آمریکا در جهان به منظور جذب قلب و ذهن مردم موفق نبوده است، بلکه به عکس موجب کاشتن بذر دشمنی و تنفر عموماً در جهان و خصوصاً در میان مسلمانان شده است.
 
برخی مانند "بیل بنت"، وزیر آموزش دولت رونالد ریگان، آشکارا هالیوود را متهم به تضعیف ارزش‌های عموم مردم آمریکا کرد. این موضوع زمانی روشن‌تر می‌شود که نگاهی به نتایج نظرسنجی آوریل 2005 سازمان PEW بیاندازیم. بنا به نتایج این نظرسنجی تقریباً %61 از مردم آمریکا در مورد آن چه کودکانشان در تلویزیون می‌بینند یا می‌شنوند نگران هستند. به همین علت قدرت نرم لزوماً علاقه جهان به آمریکا را افزایش نمی‌دهد. قدرت نرم همچنان قدرت است و موجب به وجود آمدن دشمنانی برای آمریکا می‌شود.
 
اگر در مقابل حضور و اشغال نظامی مقاومت وجود دارد، مسلماً در مقابل تهاجم و اشغال فرهنگی نیز مخالفت و خشم وجود خواهد داشت. به عنوان مثال، حتی در ترکیه نیز که از هم‌پیمانان آمریکا در ناتو است، محبوب‌ترین رمان در سال 2004 که بیش از 800 هزار نسخه فروش داشت، جنگی میان ترکیه و آمریکا را به تصویر می‌کشد که در آن نهایتاً ترکیه به پیروزی می‌رسد. حتی سکولاریسم آمریکایی نیز که در فیلم‌ها نمایش داده می‌شود موجب نگرانی رهبران دینی در غرب بوده است. پاپ بندیکت شانزدهم این نگرانی را مطرح کرد که سکولاریسم پرخاش‌گرانه که در فیلم‌ها نمایش داده می‌شود در حال از بین بردن بنیان‌های مذهبی آمریکا است. او به اسقف‌های آمریکایی گفت: «سکولاریسم آمریکایی مشکل ویژه‌ای را به وجود آورده است. این سکولاریسم هرچند اعتقاد به خدا را در نظر دارد و به نقش عمومی دین احترام می‌گذارد، اما می‌تواند با زیرکی اعتقاد به بنیان‌های عمومی مذهبی را کاهش دهد. نتیجه این موضوع جدایی روز افزون اعتقاد از زندگی است.»

هر چند هالیوود در ترسیم آینده مطابق میل آمریکا موفق بوده است، اما اکنون این آینده ضامن پیروزی قدرت نرم آمریکا نیست
هر چند شاعر بزرگ، "اکتاویو پاز" آمریکا را "جمهوری آینده" نامید که همواره نگاهش به آینده و افق‌های جدیدی است که هالیوود در ایجاد آن‌ها موفق بوده است؛ اما اکنون به دلیل دموکراتیک‌سازی رسانه‌های دیجیتال در سرتاسر جهان، آینده دیگر مژده‌ای برای قدرت نرم و فرهنگ آمریکا نیست. به عنوان مثال، هر چند مناطق مختلفی از مالزی تا کانادا سریال‌های آمریکایی را تماشا می‌کنند، اما مثلاً در کره جنوبی، %92 از برنامه‌های تلویزیونی و بازی‌های رایانه‌ای در درون این کشور تهیه می‌شوند و داستان‌های خود این کشور را روایت می‌کنند و می‌فروشند.

هالیوود بازوی آمریکا در دیپلماسی عمومی، اما مردم جهان متمایل به دیدن فرهنگ و اعتقادات خود بر صفحه تلویزیون
شاید ما در عصر جهانی‌سازی در حال مشاهده پایان "پایان تاریخ" باشیم؛ عبارتی که "فرانسیس فوکویاما" پس از پایان جنگ سرد بیان کرد. روند و عصر جهانی‌سازی به مدرنیزه و پست‌مدرنیته و گوناگونی در سراسر جهان سرعت بخشید. "کیشوره محبوبانی" دیپلمات سنگاپوری، در کتاب خود "نیم‌کره جدید آسیاسی: تغییر ناچار قدرت جهانی به سمت شرق" به این نکته مهم اشاره می‌کند که تناقض بزرگ در مورد تلاش‌های شکست‌خورده غرب برای صادر کردن دموکراسی به جوامع دیگر این است که در قالب گسترده‌ترین معنای این اصطلاح، غرب در حقیقت در دموکراتیک‌سازی جهان موفق شده است.

یکی از اهداف کلیدی در کشورهای دموکراتیک این است که به شهروندانشان این عقیده را منتقل کنند که خود آنان هستند که تقدیر خود را رقم می‌زنند. در جهان تعداد افرادی که به این امر معتقد هستند هرگز بیش از تعداد کنونی نبوده است. حتی در جامعه غیر دموکراتیک چین نیز شهروندان از موقعیت‌هایی که آزادی اقتصادی برایشان فراهم کرده است برای ایجاد تغییرات اساسی در زندگی‌شان استفاده کرده‌اند. در سطح جهانی نیز دموکراتیک‌سازی عظیمی در زمینه روح انسان صورت گرفته است.

بنا به نکته‌ای که برخی به آن اشاره می‌کنند، اتاقک‌های رأی‌گیری و باجه‌های بلیت‌فروشی میزبان دسته مشترکی از مخاطبان هستند؛ بنابراین هالیوود عمدتاً بازوی آمریکا در دیپلماسی عمومی برای جذب قلب‌ها و ذهن‌های عموم مردم و همچنین خواص در سراسر جهان به حساب می‌آید. روند جهانی‌سازی و دموکراتیک‌سازی رسانه و تقسیم روز افزون قدرت، به اصطلاح فرید زکریا "قیام آرامش"، به وجود آمدن شرایطی را منجر می‌شود که هالیوود در آن برنده معین و مطلق نیست. به علاوه، با توسعه فناوری ارتباطی، عمدتاً اینترنت و همچنین ظهور نتیزن (شبکه شهروندی)، اکنون هر فردی خود راوی و فیلم‌ساز خود بوده و تعداد این افراد نیز رو به افزایش است. در نتیجه این روند، همه افراد به همسایگی مشترکی نزدیک می‌شوند، افراد بیشتر و بیشتری تمایل دارند تا داستان‌های خودشان را در تلویزیون ببینند و بشنوند، ببینند که عقاید و فرهنگ خودشان در تلویزیون ایجاد و نمایش داده می‌شود و سپس از به روزترین گزینه‌هایشان لذت ببرند.



قدرت نرم, جوزف نای, رسانه, هالیوود

“مایکل آیزن اشتاد” از اعضای ارشد و مدیر “برنامه مطالعات امنیتی و نظامی” در “موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک”‌ در مقاله ای در سایت «انستیتو صلح آمریکا» (USIP) به برسی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران پرداخت.

در این مقاله با عنوان “محدودیت های قدرت نرم ایران” آمده است: تغییرات سیاسی که خاورمیانه را در بر گرفته است موجب نگرانی از تغییر توازن قدرت به نفع ایران شده است. اما تجربه تهران در عراق، بینش مهمی در خصوص محدودیت های نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی و گرایش آن به اینکه بدترین دشمن خود در برخورد با همسایگان عربش باشد، فراهم می کند.

ایران از مزیت های طبیعی بسیاری در عراق برخوردار است. این کشور مرز طولانی پرمنفذ دارد. ایران روابط دیرینه ای با سیاستمداران، احزاب و گروههای شبه نظامی اصلی شیعه و کرد دارد. این کشور قرابت های مذهبی و فرهنگی دارد. و این کشور روابط گسترده تجاری و اقتصادی دارد. اما تلاشهای آن در هشت سال گذشته برای تاثیرگذاری بر تحولات، نتایج مخلوطی (ضد و نقیضی) داشته است.

«انستیتو صلح آمریکا» (USIP)

«انستیتو صلح آمریکا» (USIP)

ایران یک رویکرد پیچیده برای اعمال نفوذ در عراق تهیه کرده است که ابزارهای سنتی قدرت ملی – دیپلماسی، اطلاعات ، پیوندهای نظامی ، و روابط اقتصادی- و نیز عناصر منحصر به ایران از قبیل ارتباط با شبکه های روحانی فراملی را به کار می گیرد.

ایران به متحدان سیاسی خود ، توصیه، میانجیگری و حمایت مالی ارائه داده است. این کشور به شبه نظامیان و گروههای شورشی ، تسلیحات، کمک مالی و آموزش داده است. و این کشور از “قدرت نرم” خود در حوزه های اقتصادی، مذهبی، و اطلاع رسانی برای گسترش نفوذ خود استفاده کرده و به واسطه قدرت اصلی خارجی در عراق تبدیل شده است.

این گزارش ادعا می کند: اما این اجرای تهران اغلب از هم گسیخته و خام دستانه بوده است:

* ایران در حالی که درصدد متحد ساختن احزاب شیعه عراق به منظور به حداکثر رساندن وزن سیاسی آنها بوده است، مکررا عناصر رادیکال را جدا (منشعب)‌ کرده تا “گروههای ویژه” ای ایجاد کند که به عنوان جانشینان مسلح عمل کنند. گروههایی از قبیل “عصائب اهل الحق” به چندپارگی سیاسی عرصه سیاسی شیعی عراق و ایجاد تنشهای درون شیعی کمک کرده اند و از این طریق به اتحاد شیعیان لطمه زده اند.

* ایران هر چند در ظاهر از دولت عراق حمایت کرده است، همچنین از شبه نظامیانی حمایت کرده است که اقتدار دولت را مخدوش کرده اند و از سلاحهای تامین شده از سوی ایران برای انتقام گرفتن از سایر گروههای شیعه استفاده کرده اند.

* ایران در حالی که از طریق برنامه های رادیویی و تلویزیونی تلاش کرده تا دل مردم عراق را به دست آورد اما این تلاشها را با اقدامات دیگر خود از قبیل تسخیر چاه نفتی “فکه” در دسامبر ۲۰۰۹، ارزان فروشی (دامپینگ) کالاهای یارانه ای ایران در بازار عراق ، و حمله توپخانه ای به روستاهای شمال عراق محل استقرار گروههای کرد ایرانی، مخدوش کرده است.

ایران ممکن است امیدوار باشد که جامعه شیعیان را چند پاره کند تا آن را ضعیف و وابسته به تهران نگاه دارد و تضمین کند که تهران برای میانجیگری مورد نیاز خواهد بود. اما این اقدامات همچنین روابط نزدیک با تهران را به یک مصیبت (مایه دردسر) سیاسی برای برخی از متحدان آن تبدیل کرده است. این اقدامات همچنین منجر به ایجاد ظن و بدبینی نسبت به اهداف و شیوه های ایران شده است.

ایران به تاثیرگذاری بر عراق از طریق متحدان سیاسی و قدرت نرم ادامه خواهد داد. اما محتمل است که اتکای خود را بر شبه نظامیان و گروههای شورشی کاهش دهد زیرا این گروهها پس از خروج نیروهای آمریکایی نمی توانند آشکارا فعالیت کنند و برای توجیه اقدامات خود دشواری خواهند داشت.

از حیث سیاسی، ماهیت بی ثبات و زودرنج دولت جدید عراق، نقش ایران به عنوان میانجی در آینده را تضمین می کند. مقتدا صدر از هم اکنون تهدید کرده است که چنانچه خدمات ظرف مدت شش ماه بهبود پیدا نکند، مقاومت غیرخشونت آمیز خواهد کرد.

برای ایران، قدرت نرم عناصر مختلف غیرجنبشی قدرت ملی را شامل می شود ، هر چند درخصوص نحوه به کار بردن این نفوذ هیچ چیز نرمی وجود ندارد:

*مدیریت اعتبار و وجهه :

تهران خود را به عنوان یک شریک و متحد قابل اعتماد مطرح می کند و روایت پیروزمندانه را به پیش می برد که مدعی است خدا و تاریخ در سمت او قرار دارند. گرایش به وعده بیشتر و عمل کمتر برای کمک به دوستان ایران، و گرایش به سخنرانی و فروتنی کردن خطاب به عرب ها، از تاثیر این پیام ها کاسته است.

*‌ اهرم اقتصادی:

تهران سطح تجارت و سرمایه گذاری را در عراق برای سود و برای به دست آوردن اهرم تقویت کرده است. این کشور با این حال، اغلب از قراردادهای تجاری برای تقویت متحدان محلی استفاده کرده است، و اقدام به ارزان فروشی کالاهای یارانه ای ارزان در عراق کرده است و با این کار بخش های کشاورزی و تولیدی عراق را تضعیف کرده است. ایران حدود ۱۰ درصد برق مورد نیاز عراق را تامین می کند اما بسیاری از عراقی ها باور دارند که ایران تحویل برق را برای اهداف سیاسی دستکاری می کند. تمام این اقدامات موجب بروز نارضایتی در عراق شده است.

* صدور اسلام انقلابی:

ایران از طریق تامین هزینه مالی فعالیت روحانیونی که در “قم” آموزش دیده و معتقد به حاکمیت روحانیون هستند، درصدد برتری دادن به نوع اسلام خود در جوامع شیعه سراسر جهان است . هنگامی که آیت الله “علی سیستانی” روحانی مقیم نجف در نهایت جان بسپارد، ایران ممکن است سرانجام آماده دستیابی به این هدف باشد. تهران همچنین درصدد ایجاد روابط همبستگی با جوامع شیعه در سراسر جهان است که می توانند به عنوان پایگاههای خارجی حمایت از سیاست های ایران و متحدان این کشور در صورت حمله به ایران، عمل کنند. و ایران یک ارتش واقعی مشابه حزب الله در عراق شامل “تیپ روز موعود” ، “عصائب اهل الحق” ، و “کتائب حزب الله” ایجاد کرده تا درخواستهای او را اجابت و اجرا کنند.

* تبلیغات و چرخش (به دور خود):

ایران برای به دست آوردن دل مردم عراق از طریق اخبار و برنامه های سرگرمی عربی زبان تلاش کرده که بازتاب دهنده خط تبلیغاتی ایران است. اما اقدامات ایران اغلب تاثیر این تلاشها را از بین برده است. داده های نظرسنجی از سال ۲۰۰۳ بطور ثابت نشان داده است که عراقی ها از همه اقشار (از جمله شیعیان) نسبت به ایران بی اعتماد هستند و نوع حکومت آن را برای عراق مناسب نمی دانند. این گرایش و رفتار مردمی توضیح می دهد که چرا تهران همچنان به شدت بر قدرت نرم، سرویس های امنیتی خود، و اقدامات پنهانی برای اعمال نفوذ در عراق، تکیه خواهد کرد.

مقامات آمریکایی گرایش به این دارند که از یک رویکرد قدرت سخت در قبال راهبرد و سیاستمداری استفاده کنند که اهمیت قدرت نرم ایران را دست کم می گیرد. واشنگتن ابراز نگرانی کرده است که ارتش عراق پس از خروج نیروهای آمریکایی آمادگی تامین امنیت قلمروی هوایی و آبهای این کشور را نخواهد داشت. اما در حقیقت قدرت نرم ایران بزرگترین تهدید بلندمدت را متوجه حاکمیت ملی و استقلال عراق خواهد کرد.

این گزارش مدعی است: قدرت نرم تهران در عراق اغلب کمتر از حد خود عمل کرده است که دلیل اصلی آن اجرای غیرماهرانه و ناشیانه آن بوده است. توانایی بغداد برای مقابله با قدرت نرم ایران بستگی به اصلاح بی توازنی در تجارت (به نفع ایران) و وابستگی ها در بخش برق، و توسعه بخش نفت و گاز خواهد داشت. و قدرتمندترین وسیله واشنگتن برای مقابله با نفوذ ایران در عراق (و فراتر از آن) ،‌ انتشار اطلاعات مبسوط و با اعتبار درباره چگونگی فعالیت ایران است که احتمالا مخاطبانی در منطقه پیدا خواهد کرد.

از این رو ارزیابی ایران به عنوان کشوری که برنده بزرگ در عراق است و بیشترین سود را از “بهار عربی”‌ می برد، زودهنگام است. تشکیل دولت جدید عراق در دسامبر ۲۰۱۰ که شامل بسیاری از متحدان نزدیک تهران است، و خروج قریب الوقوع ارتش آمریکا ، مطمئنا فرصت های جدیدی برای ایران به منظور گسترش حوزه دسترسی این کشور در عراق ارائه می کند. اما هنوز روشن نیست که آیا نفوذ ایران پس از خروج نیروهای آمریکایی نیز همچنان “خود محدود کننده” خواهد بود یا اینکه تهران موفق خواهد شد از طریق فرایند لبنانیزه کردن تدریجی عراق، این کشور را به یک کشور وابسته (client state) تبدیل کند.

در طولانی مدت، حوزه نفوذ ایران در عراق، به اوضاع امنیتی، ترکیب دولت عراق، نوع رابطه بلند مدت آمریکا با عراق، و فحوای کلی روابط ایران – اعراب و سنی – شیعه در منطقه خلیج (فارس) در پی مداخله عربستان سعودی و امارات در بحرین، بستگی خواهد داشت. اما ظهور دوباره عراق به عنوان یک صادرکننده نفت است که تقریبا بطور حتم تنشها بین دو همسایه صادر کننده نفت را افزایش خواهد داد؛ این مساله ممکن است مهمترین عاملی باشد که بر آینده روابط ایران- عراق تاثیر خواهد گذاشت.






خیزش اسلامی،قدرت نرم
 مسلمانان زمانی می توانند از حالت دفاعی خارج شده و برای مقابله با جنگ نرم غرب بر علیه اسلام، وضعیت حمله بگیرند که منابع قدرت خود در این مصاف نرم را شناسایی کرده و با سازماندهی این منابع، تهدیدات را به فرصت تبدیل نمایند.

"تهدید سبز" واژه ای است که آمریکایی ها برای حرکت جهانی بیداری اسلامی استفاده می کنند.به عبارتی، این واژه اشاره به قدرت نرم ایدئولوژی اسلامی داشته که غرب آن را برای تئوری "تک فرهنگی کردن جهان" به رهبری آمریکا خطرناک می داند.

آقای اینگمار کارلسون محقق اسلام شناس و سیاستمدار سوئدی در یکی از نوشتارهای خود به نام "اسلام سیاسی" از "اصولگرایان اسلامی"به عنوان  نماد "تهدید سبز" در جهان یاد کرده و معتقد است که هدف سیاسی اصولگرایان ایجاد یک حکومت اجرایی با تکنیک ها و نهادهای مدرن مبتنی بر تعاریف اسلامی است. [1]

در واقع پس از فروپاشی شوروی سابق و خروج این ابرقدرت از گردونه رقابت جهانی، "تهدید سبز" به مثابه یک قدرت نرم،جایگزین "تهدید سرخ" به رهبری چین و شوروی شد،با این تفاوت که آمریکائی ها  قدرت جهانی اسلام را از تهدید شوروی قوی تر تلقی کردند.

در هفته های اخیر خیزش اسلامی در شمال آفریقا که از تونس آغاز و در مصر،یمن،بحرین و لیبی دنبال شد،دنیای غرب بخصوص آمریکا و باراک اوباما را مجددا متوجه تهدید سبز یا همان قدرت نرم ایدئولوژی اسلامی کرده و آن ها را از احتمال وقوع انقلاب اسلامی ،در کشورهای عربی نگران نموده است.در این روند بی تردید بازگشت کشورهای مسلمان به خویشتن خویش یا همان اسلام ناب محمدی(ص) می تواند مهمترین دستاورد خیزش اسلامی در جهان تلقی گردد.

شمال آفریقا با کشورهای اسلامی خود،دارای یک ویژگی مهم می باشد که آن، آشنائی مردم این منطقه با معارف شیعی و اعتقاد به اندیشه مهدویت بوده و در واقع بیشتر مسلمانان شمال آفریقا، محب اهل بیت(س) می باشند. مقام معظم رهبری در این باره گفته اند:

"من سندی را دیدم که مربوط به ده ها سال قبل، یعنی آن اوایلی است که استعمار وارد شمال آفریقا شده بود; چون کشورهای شمال آفریقا، خیلی گرایش به اهل بیت دارند. حالا مذهبشان هرمذهبی ازمذاهب اسلامی که هست; اما محب اهل بیت اند. این کشورهای «سودان» و «مغرب» و اینها عقیده به مهدویت در آن جاها خیلی پررنگ است.آن زمانی که استعمار وارد آن مناطق شد، که ورود استعمار به آن مناطق در قرن گذشته است، یکی از چیزهایی که مزاحم استعمار بود، عقیده به مهدویت بود. بنده سندی را دیدم که در آن بزرگان استعمار و فرماندهان استعماری توصیه می کنند که ما باید کاری بکنیم که این عقیده به مهدویت، بتدریج از بین مردم زایل بشود! آن روز استعمارگرهای فرانسوی و استعمارگرهای انگلیسی در بعض جاهای آن مناطق بودند - فرقی نمی کند که استعمار از کجا باشد - استعمارگرهای خارجی، قضاوتشان این بود که تا وقتی عقیده به مهدویت در بین این مردم رایج است، ما نمی توانیم اینها را درست در اختیار بگیریم."[2]

در واقع محبت اهل بیت‏ (س) به عنوان یک عامل انسجام ملت های مسلمان، از قرن‌ها پیش حتى قبل از دوران فاطمیان با قلب و جان مردم شمال آفریقا عجین شده و موجب همبستگی اسلامی بوده است. سابقه این امر به صدر اسلام و دوران فتح مصر توسط سپاه اسلام برمى‌‏گردد.در این سپاه جمعى از دوستداران حضرت على‌‏ (ع) نظیر ابوذر غفارى، مقدادبن اسود کندى و ابوایوب انصارى حضور داشتند. این عده آشکارا به ولاى حضرت على(ع) اهتمام داشتند و به دعوت مردم به سوى ایشان معروف بودند و هیچ گاه و در هیچ جایى از فراخواندن مردم به ولا و محبت آن حضرت بازنمى‌‏ایستادند.

اولین دولت تشکیل شده در مغرب،که با تاثیر پذیری از اسماعیلیه ،گرایش به معارف اهل بیت(س) داشت، دولت ادریسیان بود.موسس این دولت ادریس نام داشت که طبق شجره خود از نوادگان پیامبر اسلام محسوب می شود و به همین دلیل مورد حمایت قبایل بربر که تمایلات شیعی داشتند،قرار گرفت و سلسله ادریسیان را بنا نهاد.او در سال 127 هجری قمری به مغرب مهاجرت کرد و حکومت شیعی - اسماعیلی،ادریسیان را تشکیل داد.در واقع تاسیس دولت ادریسیان در شمال آفریقا،در ادامه ترویج معارف اسلامی توسط ائمه شیعه و بخصوص حضرت امام جعفر صادق(ع) و فعالیت های اسماعیلیه بود.این تعالیم باعث اتحاد علما و رجال شیعی و سنی و ورود آنان به مباحث سیاسی و اجتماعی و ایجاد انگیزه برای تشکیل حکومت بود.

دولت فاطمیان مهمترین بخش از تاریخ اسماعیلیان است ودر واقع دومین دولت شیعی، عربی، اسماعیلی،در شمال آفریقا می باشد.این دولت نه فقط بزرگترین دولت شیعی بلکه بزرگترین حکومت اسلامی نیز تلقی می گردد که نقش مهمی در اشاعه معارف اهل بیت(س) در شمال آفریقا ایفا نمود.یکى از مهمترین کارهاى دوره فاطمیان تاسیس دانشگاه الازهر با هدف تدریس فقه شیعه بود.تسمیه الازهر به حضرت فاطمه زهرا (س) نسبت داده شده است.

 این دولت ها یعنی ادریسیان و فاطمیان به دلیل شعارهای عدالتخواهانه و طرح تشکیل حکومت عدل در آخرالزمان،خیلی زود مورد حمایت مستضعفان و محرومان جامعه واقع شده و موضوع منجی، به عنوان حامی مسلمانان مورد اقبال عمومی قرار گرفت.این حکومت ها با بررسی سابقه مردم بربر، دریافته بودند که در آن مناطق اندیشه مهدویت ریشه دوانده و مردم آرمان‌خواه و ستم‌دیده بربر، برای رهایی از ظلم و ستم حاکمان، در انتظار تحقق وعده و بشارت تشکیل حکومت مهدی برای نجات از مشکلات بودند.از این رو، اسماعیلیه شعارهای خود را بر دو محور اصلی، «مهدویت» و «الرضا من آل محمد» قرار دادند.

در دوره فاطمیان برپایى مراسم جشن و عزادارى در ایام تولد یا شهادت اهل بیت(س) رواج پیدا کرد.زیارت و بوسیدن مقابر متبرکه، توسل به ائمه و به ویژه گرامیداشت روز عاشورا گسترش یافت.وجود سه حرم متبرک در قاهره یعنى مقام راس الحسین‏  (ع)، مرقد حضرت زینب (‏س) و مرقد سیده نفیسه، عوامل اصلى افزایش محبت آل محمد(ص) در جامعه مصر است.این حرم ها امروز نیز زیارتگاه عاشقان اهل بیت‏ مى‌‏باشند. در کشور مغرب، نشانه های بسیاری مبنی بر محبت اهل بیت رسول الله(س) وجود دارد.برای مثال شخصیت حضرت علی (ع) و شجاعت ،عدالت و رادمردی ایشان زبانزد خاص و عام است.در ادبیات شفاهی ،مکتوبات و فرهنگ عمومی و در داستان های باستانی و ضرب المثل های مغربی، و مدایح و قصیده ها، این محبت جلوه خاصی دارد.در بعضی از شهرها،مردم در بالا و کنار درب های خانه یا محل کسب خود، تصویر کف دست با پنج انگشت را نصب می کنند که نماد پنج تن آل عباست.در این کشور نامگذاری اسامی اهل بیت(س) بر نوزادان و بخصوص اسامی معمولاً حسن و حسین برای پسران دوقلو نیز مرسوم می باشد.

متفکران گرانقدری همچون سیدجمال الدین اسدآبادی, سیدقطب و حسن البنا که طلایه داران وحدت اسلامی هستند،در شمال آفریقا می زیسته اند.همچنین وجود شخصیت هایی چون علامه محمدتقی قمی در دارالتقریب مصر در کنار متفکران جهان اسلام مانند شیخ سلیم بشری, علامه سیدشرف الدین،و تأکید آیت الله العظمی بروجردی بر تشویق عالمان مذاهب در تبادل آرا و اندیشه ها, آگاهی از مبانی معیارهای فقهی اجتهادی مذاهب اسلامی و فتوای مشهور شیخ شلتوت در مورد مجوز عمل به فقه جعفری و به رسمیت شناختن مذهب تشیع و اعلام مذاهب خمسه اسلامی, بیش از پیش راه دستیابی به تقریب عملی را در شمال آفریقا هموار ساخته است.

اگرچه خیزش اسلامی در شمال آفریقا و دیگر کشورهای عربی را نمی توان یک تحول شیعی وهمانند انقلاب اسلامی ایران معرفی نمود، اما وجود بیداری اسلامی در آن مناطق با تاکید برتقویت انسجام اسلامی، به عنوان بخشی از قدرت نرم جهان اسلام می تواند خیزش اسلامی در کشورهای عربی،را به سرانجام خوبی برساند.

مسلمانان زمانی می توانند از حالت دفاعی خارج شده و برای مقابله با جنگ نرم غرب بر علیه اسلام، وضعیت حمله بگیرند که منابع قدرت خود در این مصاف نرم را شناسایی کرده و با سازماندهی این منابع، تهدیدات را به فرصت تبدیل نمایند.اشاعه فرهنگ تقریبی با تاکید بر همبسگی اسلامی،ترویج تعالیم اهل بیت(س) و معارف مهدوی از جمله منابع قدرت نرم جهان اسلام است که در صورت سازماندهی و بهره گیری توسط علمای مسئول،می تواند به عنوان قدرت نرم، علیه دخالت های آمریکا در کشورهای اسلامی عمل نماید.

 پذیرش و باور به این که دشمنان ملت های مسلمان در شرایط کنونی بیش از پیش ضعیف شده اند ، قدم اول برخورد متحدانه و هوشمندانه در چنین عرصه‌ای است.






خبرگزاری فارس: کارشناسان آمریکایی معتقدند قدرت نرم و سیاست‎های وزارت خارجه آمریکا در جهان دیگر اثربخش نیستند و این قدرت سخت این کشور است که نارسایی‎های قدرت نرم را جبران می‏کند و کاهش بودجه وزارت خارجه آمریکا را تصمیمی صحیح و منطقی ارزیابی کرده‎اند.

به گزارش خبرنگار دیپلماسی عمومی و جنگ نرم خبرگزاری فارس، "کن آدلمن " سیاست‎مدار و کارشناس سیاسی آمریکایی در مقاله ای تحت عنوان "قدرت هوشمند ناچیز " در نشریه "فارین پالیسی " به انتقاد از مقاله "جنگ بر سر قدرت نرم " جوزف نای پرداخته می نویسد: جوزف نای همانند طرز فکرش و خدمتش به مردم استعداد زیادی در ایجاد علائم تجاری دارد. او "قدرت نرم " را که یکی از اجزای اصلی "قدرت هوشمند " است به یک علامت تجاری طلائی تبدیل کرد. این‎گونه بود که جوزف نای در سال 2007 میلادی ریاست کمیسیون دوحزبی قدرت نرم را به عهده گرفت. اما کنگره آمریکا در هفته گذشته اقدام به کاهش بودجه قدرت نرم وزارت خارجه این کشور کرده است. 

* کشورهای خارجی فقط پول آمریکا را می‏خواهند و اهمیتی به سیاست‎های آمریکا نمی‏دهند 

در اینکه جنبه های مهم سیاست خارجی آمریکا یعنی کمک های مالی توسعه، برنامه های تبادل دانشجویان و دیپلماسی، نرم هستند شکی نیست اما آیا آنها جزیی از قدرت به شمار می‌آیند؟ اگر این‎گونه نیست پس آیا هوشمند هستند؟ 
جوزف نای معتقد است کاهش بودجه سازمان توسعه بین الملل وزارت خارجه آمریکا خسارت شدیدی به سیاست خارجی آمریکا وارد خواهد کرد و از قدرت تأثیر و نفوذ آمریکا در رویدادهای خارجی خواهد کاست. این گفته به نظر صحیح و عمیق می باشد. اما با توجهی عمیق‎تر متوجه خواهیم شد حرفی سطحی است. 
در تحقیقی که در سال 1981 به منظور ارزیابی ارتباط کمک های مالی آمریکا و وضعیت سیاست خارجی آمریکا صورت گرفت مشخص شد با وجود هزینه ها و کمک های مالی فراوانی که آمریکا به کشورهای مختلف کرده است اما هیچ‎کدام منافع آمریکا را تامین نکرده است . 
کشورهایی نظیر مصر و پاکستان که کمک های مالی فراوانی از آمریکا دریافت می کردند به ارزش ها و سیاست های آمریکا اهمیتی نمی دادند و فرقی با کشورهایی که این کمک را دریافت نمی کردند نداشتند. در عوض بیشتر همسو با ارزش های کشورهایی نظیر کوبا که سهم زیادی در اعطای کمک های مالی خارجی نداشت بودند. 
این مسئله که در آن زمان تعجب برانگیز بود هنوز هم حقیقت دارد. چهار کشور مصر، اسرائیل، پاکستان و افغانستان که بزرگ‎ترین دریافت کنندگان کمک‎های مالی خارجی آمریکا هستند همگی موضع مخالفی با کاخ سفید در خصوص مشکلات مهم می گیرند. 

* هرچه کمک‎های مالی آمریکا بیشتر می‎شود، تأثیرگذاری این کشور در جهان کمتر می‎شود. 

آنچه از شواهد و مدارک پیداست این است که توانایی آمریکا در تأثیرگذاری مثبت رویدادهای خارجی و مقدار کمک‎های مالی‎ای که یک کشور دریافت می‎کند کاملا نامشخص است. 
آمریکا دهه‎هاست که حرف اول را در کمک‎های مالی خارجی به کشورهای فقیر می‎زند اما این بدان معنی نیست که در تأثیر گذاری و نفوذ در کشورها نیز حرف اول را بزند. بلکه دقیقاً عکس آن صادق است. 

* سرمایه آمریکا در جیب اسرائیلی‎ها می‌رود اما همواره از سیاست آمریکا انتقاد می‎کنند 

حتی اسرائیل نیز که بیشترین کمک‎های مالی آمریکا را به خود اختصاص داده در مسایل مهمی مثل مسئله صلح دائماً به انتقاد و مخالفت با آمریکا پرداخته است. علاوه بر این، نظرسنجی‎ها در اسرائیل حاکی از درصد پایین مقبولیت رئیس جمهور آمریکا در این کشور است. 

*کاهش بودجه وزارت خارجه هیچ تأثیر منفی‎ای در سیاست خارجی آمریکا ندارد 

با این حال آنچه مشخص است این است که اگر کنگره بودجه سازمان توسعه بین الملل وزارت خارجه را کاهش یا قطع کند هیچ تأثیری در سیاست خارجی و ضریب نفوذ آمریکا در دنیا نخواهد داشت. به بیانی دیگر کمک های خارجی آمریکا که سالیانه حدود 30 میلیارد دلار است هیچ تأثیری در سیاست خارجی آمریکا ندارد. 
دلیل این امر به جنبه های خاصی از طبیعت انسان ها برمی‏گردد. هدیه دادن به دیگران باعث قدردانی آنها خواهد شد. دادن هدیه برای بار دوم میزان قدردانی را کمتر خواهد کرد و بار سوم تبدیل به عادت می شود و از آن پس با کوچک‎ترین کاهش هدیه‎ها، باعث رنجش و غضب خواهد شد و حس قدردانی از بین می رود. 

*کمک‎های مالی خارجی آمریکا هیچ کمکی به توسعه کشورها نکرده است 

اما طرفداران قدرت نرم معتقدند کمک های خارجی برای قدردانی از آمریکا نیست بلکه برای کمک به توسعه اقتصادی در سراسر دنیاست. اما همین دیدگاه نیز نتیجه ای در بر نداشته است . آیا کشورهایی که طی 50 سال گذشته از کمک های مالی خارجی آمریکا استفاده کرده‌اند به آن اندازه که باید پیشرفت کرده اند؟ 
یکی از کاستی های کمک های خارجی پیشین این بوده است که به دولت ها اعطا شده که باعث ایجاد فساد در آنان می شده است. به‏علاوه اینکه دولت ها نمی توانند باعث توسعه رفاه، ثروت و توسعه اقتصادی شوند اما بخش خصوصی از عهده این کار می تواند بربیاید. در دنیایی که نیاز به کمرنگ شدن حضور دولت در فعالیت های اقتصادی دیده می شود، با کمک های مالی خارجی بیش از پیش باعث پررنگ‎تر شدن حضور دولت ها می شویم. 


* اسامه بن لادن از دانشجویان تبادلی بوده است 

وضعیت دیگر عناصر قدرت نرم چه می شود؟ به کارگیری برنامه های تبادل دانشجو روش خوبی در قدرت نرم محسوب می شود و باید از آنها حمایت کرد. اما وقتی متوجه شویم اسامه بن لادن سرکرده طالبان یکی از دانشجویان تبادلی در دانشگاه کلورادو بوده است، نسبت به این برنامه بدبینی به وجود می‌آید. محمد عطا نیز که حملات 11 سپتامبر را مدیریت و طرح‎ریزی کرد یک دانشجوی تبادلی در آلمان بوده است. اگرچه این دو نفز جزو استثنائات هستند با این وجود اثر منفی بر برنامه های تبادل دانشجو می‌گذارند. 

* قدرت نرم آمریکا در حوادث اخیر مصر هیچ حضوری نداشت 

حقیقت این است که بسیاری از برنامه های تبادلی مؤثر از محل بودجه های قدرت سخت سرچشمه می‌گیرند نه از قدرت نرم. نمونه بارز آن به آشوب ها و انقلاب مصر است که هرروز خبرهایی از همکاری ارتش آمریکا با ارتش مصر برای حفظ و برقراری صلح و آرامش در مصر منتشر می‌شد. سران ارشد پنتاگون از بالاترین رده تا پایین‎ترین آنها روزانه با همتایان مصری و همکاران خود در آکادمی‎های ارتشی در ارتباط بودند و خواستار اقدامات مسئولانه‎تری از آنان بودند. البته مشخص نیست که آیا این ارتباطات به بیرون راندن حسنی مبارک ارتباطی داشت یا نه اما در پایان تأثیر مثبت و موفقیت آمیزی داشتند و الگوی کاملی از توانایی تأثیرگذاری مثبت آمریکا در رویدادهای خارجی به نمایش گذاشته شد. این در حالی است که هیچ خبری از فعالیت های مشابه از سوی سردمداران قدرت نرم آمریکا با مصری‎ها شنیده نشد. 

*قدرت سخت آمریکا باعث افزایش نفوذ و اعتبار این کشور در جهان شده است 

حتی جوزف نای نیز اذعان کرده که خط جداکننده قدرت نرم و قدرت سخت تار و نامشخص است. با این حال قدرت سخت یا همان قدرت نظامی آمریکا بیشتر از قدرت نرم این کشور یعنی دیپلماسی یا کمک های مالی خارجی، باعث افزایش اعتبار آمریکا در سطح بین المللی و ترقی ضریب نفوذ آمریکا در رویدادهای خارجی شده است و تمایز میان قدرت سخت و نرم را از بین برده است. 
واکنش سریع و مؤثر نیروی دریایی آمریکا در سونامی سال 2004 اقیانوس هند، کمک‎رسانی در سیل پاکستان و تلاش‎های آن در ژاپن بسیار عالی و باشکوه بوده است. کدام‎یک از قدرت‎های نرمی که جوزف نای سعی در ابقای آنها دارد می توانستند چنین کاری را انجام دهد؟ 

* وزارت خارجه عملکرد بسیار ضعیفی در رویدادهای خارجی دارد 

علاوه بر این مهم‌ترین سازمان قدرت نرم آمریکا یا همان وزارت خارجه، ضعیف‎تر و نرم‎تر از آن است که بتواند مؤثر واقع شود. به عنوان مثال وزارت خارجه پیش از آغاز هرگونه برنامه دموکراسی برای مصر، با درخواست دولت مبارک مبنی بر پذیرش و تأیید آن دولت موافقت کرد. به بیانی دیگر، این سازمان متولی قدرت نرم پذیرفت که هرگونه برنامه ضددیکتاتوری آمریکا در وهله نخست مورد پذیرش دیکتاتور باشد. 

* مشخص نیست وزارت خارجه بودجه خود را در کجا صرف می‎کند 

روزنامه "واشنگتن پست " نیز اخیرا به انتقاد از وزارت خارجه پرداخته و عنوان کرده است که وزارت خارجه در اختصاص منابع مالی برای اجرای برنامه هایی تحت عنوان "آزادی " ناتوان است و یا تمایلی برای انجام این کار ندارد. کنگره در سال مالی 2010 بودجه ای 30 میلیون دلاری به "آزادی اینترنت " اختصاص و آن را در اختیار وزارت خارجه آمریکا قرار داد. اما با گذشت 16 ماه هنوز این سرمایه برای این منظور صرف نشده است. 

* وزارت خارجه از کمک به مردم کشورهای آزادی‎خواه خودداری می‎کند 

وزارت خارجه هیچ تمایلی به کمک به مردم آزادی‌خواه ایران، لیبی و سوریه ندارد. این مسئله بسیار مشهود است و نیاز به تأمل ندارد. وزارت خارجه نباید ترسی از صدمه زدن به دولت این سه کشور داشته باشد زیرا این دولت‎ها بیشتر از آنچه با مردم خود دشمنی و خصومت دارند نمی توانند نسبت به آمریکا داشته باشند. 
راهبرد کنونی وزارت خارجه آمریکا نباید صرفاً قدرت نرم باشد و این وزارت باید از "تفکر نرم " نیز استفاده کند. برای مثال راهبرد "دفاع - دیپلماسی - توسعه " کلینتون در بخش توسعه بسیار ضعیف عمل می‌کند. 
امریکا نمی تواند تا ابد مسئول توسعه یک کشور دیگر باشد. کشورها می توانند از راهبردهایی نظیر مالیات پایین، حفاظت قانونی اموال خصوصی، محدود کردن دولت، زیرساخت‎های نوین و مبارزه با فساد برای عبور از فقر به رفاه استفاده کنند اما وزارت خارجه آمریکا نمی تواند انجام صحیح آنها را تضمین کند. جوزف نای شخص بسیار خوبی است و برای آمریکا کارهای بزرگی انجام داده است و مطمئنم او نیز تفکر نوین امروزی را به زودی با آغوش باز خواهد پذیرفت. 

* قدرت سخت ناکارآمدی قدرت نرم را جبران کرده است. 

در اینکه اهداف قدرت نرم وزارت خارجه و سازمان توسعه بین الملل آمریکا در خصوص دیپلماسی، کمک‎های مالی خارجی، برنامه های تبادلی و شبیه آن شگرف و بزرگ هستند و اهداف صحیحی را دنبال می کنند و از سوی دیگر اهداف قدرت سخت به عکس اهداف نادرستی را دنبال می‌کنند اما آنچه از شواهد و مدارک پیداست قدرت سخت نسبت به قدرت نرم تأثیر مثبت و بیشتری در پیشبرد اهداف آمریکا داشته است. 

انتهای پیام/پ*




قدرت نرم, قدرت سخت, آمریکا

گفت‌و‌گو از: مصطفی افضل‌زاده

“جوزف ساموئل نای ” مبتکر تئوری قدرت نرم و استاد دانشگاه هاروارد در گفت‌وگو با خبرنگار دیپلماسی عمومی خبرگزاری فارس به سئوالاتی درباره قدرت نرم ایران و آمریکا و شکل استفاده ایالات متحده از این قدرت برای تاثیر گذاری بر سایر کشورها پاسخ گفت.

طبعا وی از جمله افراد موثر و نظریه پرداز قدرت نرم آمریکا است و دیدگاههای وی نیز متاثر از فضای داخلی این کشور است. با این حال این مصاحبه می تواند نوع نگاه این افراد را به مسایل جهانی و ایران روشن نماید.

جوزف نای، قدرت نرم

جوزف نای، قدرت نرم

فارس: سلام.

ج.ن.: سلام. “جوزف نای ” هستم.

فارس: بله. از ایران تماس می‌گیرم. حالتون چطوره؟

ج.ن.: خوبم. ممنون. منتظر تماس شما بودم.

فارس: بله ممنون.

ج.ن.: الان در ایران ساعت چنده؟

فارس: ۶:۳۰ عصر.

ج.ن.: پس خیلی زمان بدی نیست.

فارس:: بله همینطوره.

ج.ن.: ما این‌جا وسط برف و بوران هستیم، در “نیو همپشِر ” جایی که الآن هستم.

فارس: پس باید هوا خیلی سرد باشه.

ج.ن.: بله. حدود نیم متر برف روی زمین نشسته.

فارس: خوبه! شاید این برف کار را برای بابا نوئل آسون بکنه و بتونه راحت‌تر هدیه سال نو را براتون بیاره.

ج.ن.: درسته!

فارس: قرار شد مصاحبه‌ نیم ساعت باشه، درسته؟

ج.ن.: بله یا یه مقدار کم‌تر؛ چون من باید تا کم‌تر از نیم ساعت دیگر با وزارت خارجه در واشنگتن برای یک موضوع دیگری تماس بگیرم.

فارس: پس اگر موافقید مصاحبه را شروع کنیم.

ج.ن.: شروع کنیم.

م.ا.: آقای نای شما قرار است یک کتاب جدید منتشر کنید.

ج.ن.: درسته.

* قدرت در قرن بیست و یکم از غرب به شرق «منتقل» می‌شود

م.ا.: چه زمانی قراره این کتاب چاپ بشه و موضوع آن چیست؟

ج.ن.: کتاب در روز اول ماه فوریه چاپ خواهد شد و نام آن “آینده‌ قدرت ” است. من به طرز خاصی علاقه‌مند به بررسی این موضوع هستم که چگونه قدرت در قرن بیست و یکم در حال «جابجایی» است. این کتاب در مورد انتقال تعیین‌کننده‌ قدرت در این قرن است و این که این جابه‌جایی چگونه قدرت نظامی، قدرت اقتصادی و قدرت نرم را تحت تأثیر قرار داده است.

آن‌چه من در این کتاب مطرح کرده‌ام این است که در حال حاضر دو انتقال بزرگ قدرت در حال وقوع است:

یکی انتقال قدرت از غرب به شرق است؛ اساساً از نیمه‌ غربی جهان به نیمه‌ آسیایی جهان و این نشان‌دهنده‌ بازگشت آسیا به مکان اصلی خود، پیش از انقلاب صنعتی است.

* این روند تنها با چین صورت نمی‌گیرد

پیش از انقلاب صنعتی، آسیا بیش از نیمی از جمعیت جهان و بیش از نیمی از محصولات تولیدی جهان را تشکیل می‌داد. تا سال ۱۹۰۰ آسیا هنوز بیش از نیمی از جمعیت جهان را تشکیل می‌داد؛ اما سهم آن‌ها در محصولات تولیدی جهان به دلیل انقلاب صنعتی در غرب به %۲۰ کاهش یافت. به نظر من، ما در قرن بیست و یکم شاهد آن خواهیم بود که سهم آسیا در تولید محصولات جهانی با سهم آن در جمعیت جهان برابر شود. این یک انتقال بزرگ قدرت است که در حاصل روی دادن است. در برخی از مواقع مردم آن را به پاخاستن چین می‌نامند؛ اما این موضوع فراتر از چین است. هند را هم در برمی‌گیرد و ابتدا این روند به وسیله‌ ژاپن رهبری شد.

* انتقال قدرت از دولت‌ها به صحنه‌گردانان غیر دولتی شکل دیگر انتقال قدرت است

انتقال بزرگ دیگری که در قدرت در حال صورت گرفتن است، انتقال قدرت از دولت‌ها به صحنه‌گردانان غیر دولتی است که هم غرب و شرق را تحت تأثیر قرار داده است. این موضوع، نتیجه‌ فناوری‌های در حال تغییر است که به معنای این است که صحنه‌گردان غیر دولتی در حال حاضر ظرفیت‌های بیشتری از دوره‌های گذشته دارند. مدت زیادی است که بازیگران غیردولتی وجود دارند؛ اما این موضوع که فناوری اطلاعات بسیاری از موانع ورود آنان را به صحنه و ایفای نقش در سیاست بین‌الملل برطرف کرده است و این موضوع بازیگران مختلف از گروه‌های خیریه گرفته تا گروه‌های تروریستی مانند القاعده تا شخصیت‌های دارای قدرتی مانند جولیان آسانژ گرداننده سایت ویکی‌لیکس را تحت تأثیر قرار داده است. این به معنی این نیست که این قدرت های جایگزین دولت ها می‌شوند بلکه صحنه جهانی قدرت را پر از مدعیان قدرت می کند و این نیز هم شرق و هم غرب را تحت تأثیر قرار داده است. این دو، تغییرات اساسی در قدرت در قرن بیست و یکم هستند و کتاب، اساساً هر یک از این دو تغییر را با جزئیات بیشتر توضیح می‌دهد.

فارس: سهم ایران در این روند چقدر است؟

ج.ن.: من در این کتاب در مورد ایران به عنوان بخشی از آسیا نتیجه‌گیری می‌کنم. من در مورد آسیا به عنوان یک منطقه‌ وسیع جغرافیایی صحبت می‌کنم و این مطلب حتی فراتر از آسیا است. کشورهای نوظهور دیگری نیز مانند برزیل در آمریکای جنوبی هستند که نقش مهم‌تری را از پیش بازی خواهد کرد؛ اما اگر با دید وسیع‌تری به آن نگاه کنید، بزرگ‌ترین انتقال، از غرب به شرق است.

* حادثه‌ ویکی‌لیکس صحبت صادقانه با مردم سایر کشورها را برای دیپلمات‌های آمریکایی مشکل‌تر کرد

فارس: هر چند نمی‌خواستم سؤال متفرقه بپرسم اما مایلم نظر شما را در مورد ویکی‌لیکس بدانم. عده‌ای تصور می‌کنند که این افشاگری‌ها حقیقی ‌اند اما بسیاری دیگر معتقدند که این، بخشی از جنگ نرم آمریکا است که تلاش می‌کند به طور غیر مستقیم حرف خود را مطرح کند. نظر شما چیست؟

ج.ن.: نه. من فکر نمی‌کنم که دولت آمریکا از کاری که ویکی‌لیکس انجام داد رضایت داشته باشد. اگر با افرادی که در دولت آمریکا حضور دارند صحبت کنید، در مورد ویکی‌لیکس بسیار عصبانی هستند. به نظر من وقوع حادثه‌ ویکی‌لیکس صحبت صادقانه با مردم سایر کشورها را برای دیپلمات‌های آمریکایی مشکل‌تر کرد چراکه خطر پخش شدن این خبر وجود داشت. من فکر می‌کنم این نظریه که ویکی‌لیکس دسیسه‌ای است که آمریکایی‌ها پشت صحنه‌ آن هستند، بسیار خنده‌دار است چرا که اگر با افرادی که در دولت آمریکا هستند صحبت کنید، در مورد ویکی‌لیکس بسیار عصبانی هستند.

* «ویکی لیکس» تنها برای ایالات متحده اتفاق نخواهد افتاد

با این حال به نظر من آن‌چه در مورد ویکی‌لیکس جالب است این است که چگونه نه تنها یک فرد مانند «جولیان آسانژ» می‌تواند چنین کاری بکند؛ بلکه در عصر جدید اطلاعات، هر کسی می‌تواند مقادیر بسیاری از اطلاعات را افشا کند. این موضوع به این معنی است که امنیت اطلاعاتی که دوره‌های گذشته در میان دولت‌ها وجود داشت، در حال کم‌رنگ شدن است. این اتفاق تنها برای ایالات متحده نخواهد افتاد؛ بلکه برای دولت‌های دیگر و شرکت‌های خصوصی دیگر نیز اتفاق خواهد افتاد. به نظر من این به این معنی است که در عصر سایبر مردم باید یاد بگیرند که در مورد اطلاعاتشان به شیوه‌ای جدید فکر کنند. به همین دلیل است که من در کتابم یک فصل کامل را به آن‌چه من آن را “قدرت سایبری ” می‌نامم اختصاص داده‌ام.

* درباره بیانیه ۱۰ هزار مهندس معمار آمریکایی درباره ساختگی بودن واقعه ۱۱سپتامبر

فارس: شما گفتید که دولت آمریکا از موضوع ویکی‌لیکس راضی نبود اما دولت آمریکا از موضوع ۱۱ سپتامبر هم ناراضی بود. با این حال امروزه شواهد بسیاری وجود دارد مبنی بر این‌که ۱۱ سپتامبر یک واقعه‌ ساختگی بوده است. منظورم این است که که آیا ویکی‌لیکس ۱۱ سپتامبر دیگری نیست؟

ج.ن.: من فکر نمی‌کنم ۱۱ سپتامبر یک قضیه‌ ساختگی بوده است. به نظر من یک حمله‌ کاملاً واقعی بود. من هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای مبنی بر این‌که ۱۱ سپتامبر واقعه‌ای ساختگی بوده است نمی‌بینم. به نظر شما چه شواهدی مبنی بر این وجود دارد؟

فارس: ۱۰ هزار مهندس معمار در ایالات متحده اظهار کرده‌اند که شواهدی مبنی بر ساختگی بودن ۱۱ سپتامبر در دست دارند. آنان گفته‌اند که ریزش برج‌ها بر اثر برخورد هواپیماها نبوده است بلکه به خاطر دینامیت های بسیار قوی بوده که قبل از برخورد هواپیماها به برج های دوقلو زیر ساختمان کار گذاشته شده بودند.

ج.ن.: به نظر من این افراد اشتباه می‌کنند. همواره دسیسه‌هایی در مورد همه چیز وجود داشته است و این انکارناپذیر است اما نمی‌دانم آیا مقام مسئولی این موضوع را قبول دارد یا خیر.

* ایران هم مانند دیگر کشورها از قدرت نرم خود برای جذب دیگران استفاده می‌کند

فارس: اجازه بدهید به سؤالاتی بپردازیم که مردم ایران می‌خواهند جواب آن را از زبان شما بشنوند. به عنوان یک متفکر در زمینه‌ قدرت نرم، شما قدرت نرم ایالات متحده علیه ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ ایالات متحده از چه ابزارهایی برای تغییر فضا علیه ایران استفاده می‌کند؟

ج.ن.: اجازه بدهید ابتدا یادآوری کنیم که اساسا قدرت نرم چیست. قدرت نرم توانایی وادار کردن دیگران به انجام کاری است که شما آن را می خواهید از طریق جذب و ترغیب به جای تحمیل و تهدید.

هر شخص یا دولتی می‌تواند از قدرت نرم استفاده کند. ایران هم به عنوان رهبر شیعیان تلاش می‌کند از قدرت نرم برای جذب دیگران استفاده می‌کند. ایالات متحده به عنوان رهبر دموکراسی از قدرت نرم برای جذب دیگران استفاده می‌کند.

* قدرت نرم مستقیم، قدرت نرم غیر مستقیم

قدرت نرم می‌تواند وجود داشته باشد؛ چه دولتی از آن استفاده کند و چه نکند. به عنوان مثال، اگر کسی به دلیل موقعیت ایران در انقلاب اسلامی جذب این کشور شود، این لزوماً به این معنی نیست که ایران این افراد را از طریق رسانه یا دادن پیغام جذب کرده است. ممکن است افرادی صرفاً جذب ایران شوند. به همین شکل ممکن است افرادی جذب ایالات متحده شوند، تنها به دلیل عملکردهای ایالات متحده در راستای دموکراسی و نه از طریق رسانه و یا “صدای آمریکا “.

بنابراین قدرت نرم هر دو تأثیر مسقیم و غیر مستقیم را دارد. تأثیر غیر مستقیم زمانی اتفاق می‌افتد که دیگران بدون توجه به آن‌چه انجام می‌دهید جذب شما می‌شوند. تأثیر مستقیم زمانی است که شما تلاش می‌کنید جذب شدن دیگران را از طریق رسانه یا راه‌های گوناگون دیگر افزایش دهید.

* آمریکا تلاش‌های عمده‌ای انجام می‌دهد تا از طریق رسانه ایرانیان را جذب کند

به نظر من اگر بخواهید به نقش قدرت نرم ایالات متحده در ایران پی ببرید، بخشی از این قدرت از طریق رسانه به وجود آمده است و بخش دیگر آن از این سؤال که آیا مردم در ایران جذب دموکراسی در ایالات متحده شده‌اند. این تأثیر توسط یکی از بنیان‌گزاران اولیه‌ آمریکا، “جان وینترِپ ” “تأثیر شهری درخشنده بر یک تپه ” نامیده شده است؛ به این معنی که اگر دیگران به وسیله‌ زندگی شما به طرف شما جذب بشوند، نیازی نیست که خودتان کار خاصی انجام بدهید. این تأثیر غیر مستقیم قدرت نرم است.

فارس: آیا دولت ایالات متحده به طور ویژه اقداماتی در جهت جذب افکار ایرانیان انجام نمی‌دهد؟

ج.ن.: مسلماً! البته. ایالات متحده تلاش‌های عمده‌ای انجام می‌دهد تا از طریق رسانه ایرانیان را جذب کند. آن‌چه من می‌گویم این است که گاهی اوقات این تلاش، خیلی زیاد نیست. این اقدامات دولت هستند که به عنوان تأثیرات غیر مستقیم، شاید مهم‌تر باشند.

* ایران، به نماد استقلال تبدیل شده است و ارزش‌های مردم خود را ترویج می‌کند که مورد احترام بقیه قرار می‌گیرد

فارس: همان‌طورکه شما گفتید ایران می تواند مانند همه‌ کشورها قدرت نرم داشته باشد و افراد دیگر را جذب کند. نظر شما در مورد قدرت نرم ایران چیست؟ ایران چه فاکتوری دارد که بتواند مردم دیگر مثلاً مردم آمریکا یا اروپا را جذب کند؟

ج.ن.: به نظر من زمانی که ایران، به نماد استقلال تبدیل شده است و ارزش‌های مردم خود را ترویج می‌کند که مورد احترام بقیه قرار می‌گیرد. به نظر من زمانی که ایران مواضعی می‌گیرد که دیگران با آن‌ها مخالف هستند، این مواضع قدرت نرم ایران را تضعیف می‌کنند، همانند زمانی که ایالات متحده اقداماتی نظیر حمله به عراق را انجام می‌دهد که قدرت نرم ایالات متحده را کاهش می‌دهند. بنابراین اگر ارزش‌های یک دولت برای افراد دیگر جذاب باشند، قدرت نرم را به وجود می‌آورند و اگر جذاب نباشند، چنین قدرتی نیز به وجود نمی‌آورند. قدرت نرم به فردی بستگی دارد که باید جذب این ارزش‌ها شود و مانند قدرت سخت نیست که فرد استفاده کننده از آن اهمیتی نمی‌دهد که عقیده‌ فرد مورد نظر چیست. در قدرت نرم، این مساله اهمیت زیادی دارد. بنابراین مثلاً اگر من می‌خواهم پول شما را بگیرم، اگر اسلحه‌ای در بیاورم و به شما شلیک کنم، می‌توانم پول شما را با استفاده از قدرت سخت بدزدم و اهمیتی ندارد که شما چه فکری می‌کنید. اما اگر بخواهم پول شما را با قدرت نرم از شما بگیرم، باید شما را متقاعد کنم که این شما هستید که می‌خواهید پولتان را به من بدهید و این کاملاً به آن‌چه شما فکر می‌کنید بستگی دارد.

* احمدی‌نژاد قدرت نرم ایران در بخش‌های دیگر جهان اسلام را گسترش داده است

فارس: در مورد دیپلماسی عمومی ایران چه‌طور؟ آقای احمدی‌نژاد طرفداران زیادی در منطقه، خاورمیانه و در میان کشورهای عربی دارد. نظر شما در مورد این موضوع چیست؟

ج.ن.: به نظر من احمدی‌نژاد توانسته است قدرت نرم ایران را در بخش‌های دیگر جهان اسلام گسترش دهد و این اغلب در نتیجه‌ انتقادات و حمله‌های او به اسرائیل است اما افراط‌گرایی او در حمله به اسرائیل موجب تضعیف قدرت نرم ایران در اروپا و ایالات متحده شده است. لازم دانستن از بین بردن اسرائیل، شاید در بخش‌هایی از جهان اسلام قدرت نرم ایران را افزایش دهد اما قدرت نرم ایران را در اروپا و ایالات متحده از بین می‌برد، در حالی که به نظر می‌رسد ایران به دنبال قدرت نرم در این مناطق است.

* مواضع احمدی نژاد درباره اسراییل قدرت نرم ایران در آمرکا و اروپا را کاهش داده است

فارس: اگر شما مشاور رئیس جمهور ایران بودید، برای تقویت قدرت نرم ایران در اروپا و ایالات متحده چه پیشنهادی به او می‌دادید؟

ج.ن.: ممکن است رعایت اعتدال در مواضعی که احمدی‌نژاد می‌گیرد، به افزایش این قدرت کمک کند. وقتی مردم در اروپا و ایالات متحده می‌شنوند که احمدی‌نژاد قصد دارد اسرائیل را نابود کند و اعتقاد دارند که ایران در حال ساخت سلاح‌های هسته‌ای است، این را تهدیدآمیز و بسیار “غیر جذاب ” می‌دانند. بنابراین به نظر من اگر احمدی‌نژاد می‌خواهد جذابیت ایران را در اروپا ایالات متحده افزایش دهد، باید این موضوع را روشن کند که ایران به دنبال سلاح هسته‌ای نیست و نمی‌خواهد اسرائیل را از بین ببرد.

* پیشینه آمریکا در دیپلماسی عمومی دهها سال است

فارس: اما الان متقاعد کردن و همکاری با آژانس به این معنی است که هرچه آنها(حتی غیر قانونی) می‌گوید رفتار کنید. می‌دانم که وقت زیادی ندارید اما به عنوان سؤال آخر. چندی پیش در مقاله‌ای عنوان شده بود که ایالات متحده در حال فعالیت شدید در زمینه‌ دیپلماسی عمومی است و دلیل آن این است که ایالات متحده در حال از دست دادن وجهه‌ خوب خود است. به همین خاطر این کشور تلاش می‌کند آن را بازسازی کند. آیا این مطلب صحت دارد؟

ج.ن.: ده‌ها سال است که ایالات متحده در حال کار کردن روی دیپلماسی عمومی است. این مطلب جدیدی نیست. در واقع اغلب کشورها در زمینه‌ دیپلماسی عمومی فعالیت می‌کنند. دیلماسی عمومی در اواخر سده‌ ۱۹ شروع به ایفای نقشی مهم در دیپلماسی کرد و فرانسه و بعدها بریتانیا در این دیپلماسی پیش‌گام بودند. اما ایالات متحده در طول جنگ جهانی دوم و همچنین جنگ سرد از دیپلماسی عمومی استفاده کرد و امروزه نیز از این دیلماسی استفاده می‌کند.

در این برنامه، دیپلماسی عمومی به گونه‌ای طرح‌ریزی شده است که در افزایش قدرت نرم ایالات متحده مؤثر باشد. اما خوب است به یاد داشته باشیم که دیپلماسی عمومی اگر با اقدامات کشوری هم‌خوانی نداشته باشد، به نتیجه نخواهد رسید. به عنوان مثال، رییس جمهور چین اخیراً از ایالات متحده بازدید کرد و دولت چین یک تابلوی تبلیغاتی بسیار بزرگ را در میدان تایمز در قلب نیویورک خریداری کرد تا بر روی آن برای چین تبلیغ کند. این نیز گونه‌ای از دیپلماسی عمومی است که چین تلاش می‌کند با تصاویری که بر یک تابلوی تبلیغاتی در میدان تایمز رسم می‌کند چین را در چشمان مردم آمریکا جذاب‌تر جلوه دهد که به نظر من این اقدام خوبی بود؛ اما این اقدام، زمانی که چین لیو شیائوبو را حبس و از شرکت در مراسم جایزه‌ی صلح نوبل منع می‌کند، متقاعد کننده نیست.

* حمله‌ آمریکا به عراق قدرت نرم آمریکا در جهان و به خصوص جهان اسلام را کاهش داد

بنابراین کشورها می‌توانند از دیپلماسی عمومی استفاده کنند؛ اما تأثیرگذاری آن وابسته به اقدامات کشورها است نه تنها سخنان آن‌ها. به همین دلیل است که حمله‌ ایالات متحده به عراق تأثیر بسیار بدی بر قدرت نرم این کشور می‌گذارد و من فکر می‌کنم که این حمله مطمئناً قدرت نرم آمریکا در جهان و به خصوص در جهان اسلام را کاهش داد. به نظر من اگر به قطب‌ها نگاه کنید که [تنها، قطب‌های جهان هستند] با روی کار آمدن اوباما، وجهه‌ ایالات متحده در مناطق بسیاری از جهان به شکل قابل توجهی بازسازی شده است؛ هر چند این موضوع صحت دارد که حتی بهترین دیپلماسی عمومی نیز نمی‌تواند بر سیاست مردمی غلبه کند.

* از تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی توسط آمریکایی‌ها اطلاعی ندارم

فارس: ایالات متحده به کمک تعدادی از کشورهای عربی تلاش کردند تا با تغییر نام “خلیج فارس ” به “خلیج عربی ” دولت ایران را از این طریق تحت فشار قرار دهد و خبرهای زیادی در این زمینه منتشر می‌شد. برخی از تحلیل‌گران معتقدند که این کار وجهه‌ی آمریکا را تا حدود زیادی در اذهان مردم ایران تخریب کرده است. آیا با شما این عقیده موافق هستید؟

ج.ن.: من از تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی توسط آمریکایی‌ها اطلاعی ندارم. من خودم از اصطلاح خلیج فارس استفاده می‌کنم و زمانی که شما روزنامه‌های آمریکایی مثل نیویورک تایمز را می‌خوانید نام این خلیج را خلیج فارس می‌نویسند. بنابراین من تصور می‌کنم؛ اغلب آمریکایی‌ها هنوز از اصطلاح خلیج فارس استفاده می‌کنند.

فارس: اما مردم در ایران، حتی افرادی که طرف‌دار دولت نیستند، از این تغییر نام-از خلیج فارس به خلیج عربی-که معتقدند توسط ایالات متحده انجام گرفته است، ناراضی هستند.

ج.ن.: من تصور نمی‌کنم که ایالات متحده چنین تغییری را انجام داده باشد. وقتی که من این‌جا روزنامه‌ای مطالعه می‌کنم و یا تلویزیون تماشا می‌کنم، همه از کلمه «خلیج فارس» استفاده می‌کنند.

فارس: از وقتی که گذاشتید ممنونم.

ج.ن.: خواهش می‌کنم. من هم ممنونم.

فارس




قدرت نرم, ایران, جوزف نای

 

تاثیرات جمهوری اسلامی ایران بر لبنان

                                                                                   

                           

ایران به عنوان یک کشور مهم در منطقه به دلیل موقعیت سیاسی جغرافیایی وفرهنگی بر تحولات بین المللی اثر گذار بوده است. انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) در سال 1357 به پیروزی رسید همه مومنان به اسلام را به خود جذب کرد و به عنوان یکی از مهمترین رویدادهای قرن بیستم آثار ویژه ای در سطوح منطقه ای و بین المللی بر جای گذاشت و با توجه به این که انقلاب اسلامی مولود قدرت نرم ارزشهای دینی،  اسلامی است، در بعد از انقلاب به شکل قابل توجهی در لبنان به دلیل وجود شرایط و زمینه های مساعد ومناسب در آن کشور، که ریشه در عوامل مختلفی از جمله روابط تاریخی و فرهنگی دیرینه بین دوکشور واکثریت شیعیان در آن دارد تاثیر گذار بوده است. با توجه به موارد فوق نگارنده در صدد است ضمن  بررسی تاثیر قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران بر کشور لبنان، بر اساس نظریه سه بعدی،  سعی دراثبات آن را دارد که مولفه سیاسی قدرت نرم ایران  با توجه شرایط مناسب  ومساعد لبنان نسبت به دیگر مولفه ها،  تاثیر بیشتری  بر آن کشور داشته است.

 

کلید واژگان: قدرت نرم، قدرت سخت، انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره)، جمهوری اسلامی، لبنان.

نویسنده: مهدی بیکی

چاپ شده توسط فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی ، شماره 20، صفحه 145.

 






 

تهدیدات اسرائیل علیه خاورمیانه

 

چکیده

خاورمیانه به‌سبب موقعیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک، منطقه‌ای مهم است؛ به‌گونه‌ای که همواره توجه دولت‌های جهان و قدرت‌‌های بزرگ را به خود جلب کرده‌است. بسیاری ازتحولات خاورمیانه‌ای، به‌ویژه انقلاب اسلامی ایران ، به عنوان یکی از مهمترین رویدادهای قرن بیستم آثار ویژه ای در سطوح منطقه ای و بین المللی بر جای گذاشته است. واین منطقه اهمیت فوق‌العادة برای قدرت‌های جهان دارد؛ چنانکه‌‌‌ می‌توان یکی از ثمرات سیاست‌های توسعه‌طلبانة قدرت‌های بزرگ در منطقه را پیدایش رژیم اسرائیل جست‌وجو کرد.امروزه اسرائیل مظهر اراده و خواست سیاست‌های توسعه‌طلبانة قدرت‌های استعماری است و تجزیه و تحلیل دربارة سیاستهای اسرائیل در منطقه، بازتابی از آن ارادة سلطة جهانی است. در واقع اسرائیل به عنوان یکی رژیم جعلی، از طریق برقراری روابط استراتژیک با کشورهای دیگر نظیر آمریکا و رابطه با بعضی کشورهای عرب منطقه، خاورمیانه را در راستای اهداف توسعه‌طلبانة خو‌د در معرض تهدیدات جدی قرار داده است. در این تحقیق به بررسی دیدگاه‌های مختلف در مورد علل و زمینه‌های این تهدید، اشاره شده است و همچنین تهدیدهای اسرائیل در دو سطح تهدیدات سخت و نرم مورد بررسی قرار داده است در واقع اسرائیل از لحاظ نظامی، اقتصادی تهدیدی سخت بر علیه خاورمیانه محسوب می‌شودودر حال حاضر هم بالفعل‌ترین شکل تهدیدات نرم اسرائیل، تهدیدهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است که همواره توأم با جنگ روانی بر ضدکشورهای مستقل منطقه همچون ایران اعمال می شود.

 

واژه­های کلیدی: خاورمیانه، اسرائیل، امنیت ملی ،تهدیدات سخت، تهدیدات نرم

 

نویسنده: مهدی بیکی

چاپ شده توسط انتشارات جامعه المصطفی العالمیه (فصلنامه پژوهش های منطقه ای، شماره سوم، ص 130)

 






 

قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران (مطالعه موردی لبنان)

 

چکیده کتاب: در تعریف قدرت نرم امده است که اگر قدرت به معنای (توانایی نفوذ در رفتار دیگران برای گرفتن نتیجه مطلوب) تعریف شود قدرت نرم توانایی به دست اوردن خواسته ها و اثرگذاری بر رفتار دیگران (از طریق مجذوب کردن به جای اجبار تهدید و تشویق) (قدرت سخت) است. قدرت نرم بر (جذابیت و کشش) مبتنی است که (از طریق جذابیت های فرهنگی ایده های سیاسی و سیاست ها صورت می گیرد). اساسا ازمایشگاهی که در ان می توان چگونگی غلبه قدرت نرم بر قدرت سخت را به نظاره نشست در صحنه انقلاب ما اتفاق می افتد. در انقلاب ها قدرت نرم انقلابیون بر قدرت سخت رژیم های مستقر غلبه می کند و مستولی می شود. در این اثر تلاش شده است تا ضمن بازخوانی قدرت نرم در چارچوب جمهوری اسلامی نسبت به تحلیل موردی منافع قدرت نرم ایران در عمل نیز اقدام شود. برای این منظور و در گام نخست قدرت نرم ایران در لبنان مورد بررسی قرار گرفته و مشخص شده که چگونه ایران ضمن رعایت کامل اصل عدم مداخله و با استفاده از علقه های فرهنگی ـ هنجاری توانسته است به این هدف دست یابد. کتاب در سه فصل با این عنوان ها تنظیم شده است: چارچوب مفهومی ـ نظری ابعاد قدرت نرم ایران و مطالعه موردی لبنان.

 

نویسنده: مهدی بیکی

با مقدمه: دکتر محمد باقر خرمشاد