خیزش اسلامی،قدرت نرم
 مسلمانان زمانی می توانند از حالت دفاعی خارج شده و برای مقابله با جنگ نرم غرب بر علیه اسلام، وضعیت حمله بگیرند که منابع قدرت خود در این مصاف نرم را شناسایی کرده و با سازماندهی این منابع، تهدیدات را به فرصت تبدیل نمایند.

"تهدید سبز" واژه ای است که آمریکایی ها برای حرکت جهانی بیداری اسلامی استفاده می کنند.به عبارتی، این واژه اشاره به قدرت نرم ایدئولوژی اسلامی داشته که غرب آن را برای تئوری "تک فرهنگی کردن جهان" به رهبری آمریکا خطرناک می داند.

آقای اینگمار کارلسون محقق اسلام شناس و سیاستمدار سوئدی در یکی از نوشتارهای خود به نام "اسلام سیاسی" از "اصولگرایان اسلامی"به عنوان  نماد "تهدید سبز" در جهان یاد کرده و معتقد است که هدف سیاسی اصولگرایان ایجاد یک حکومت اجرایی با تکنیک ها و نهادهای مدرن مبتنی بر تعاریف اسلامی است. [1]

در واقع پس از فروپاشی شوروی سابق و خروج این ابرقدرت از گردونه رقابت جهانی، "تهدید سبز" به مثابه یک قدرت نرم،جایگزین "تهدید سرخ" به رهبری چین و شوروی شد،با این تفاوت که آمریکائی ها  قدرت جهانی اسلام را از تهدید شوروی قوی تر تلقی کردند.

در هفته های اخیر خیزش اسلامی در شمال آفریقا که از تونس آغاز و در مصر،یمن،بحرین و لیبی دنبال شد،دنیای غرب بخصوص آمریکا و باراک اوباما را مجددا متوجه تهدید سبز یا همان قدرت نرم ایدئولوژی اسلامی کرده و آن ها را از احتمال وقوع انقلاب اسلامی ،در کشورهای عربی نگران نموده است.در این روند بی تردید بازگشت کشورهای مسلمان به خویشتن خویش یا همان اسلام ناب محمدی(ص) می تواند مهمترین دستاورد خیزش اسلامی در جهان تلقی گردد.

شمال آفریقا با کشورهای اسلامی خود،دارای یک ویژگی مهم می باشد که آن، آشنائی مردم این منطقه با معارف شیعی و اعتقاد به اندیشه مهدویت بوده و در واقع بیشتر مسلمانان شمال آفریقا، محب اهل بیت(س) می باشند. مقام معظم رهبری در این باره گفته اند:

"من سندی را دیدم که مربوط به ده ها سال قبل، یعنی آن اوایلی است که استعمار وارد شمال آفریقا شده بود; چون کشورهای شمال آفریقا، خیلی گرایش به اهل بیت دارند. حالا مذهبشان هرمذهبی ازمذاهب اسلامی که هست; اما محب اهل بیت اند. این کشورهای «سودان» و «مغرب» و اینها عقیده به مهدویت در آن جاها خیلی پررنگ است.آن زمانی که استعمار وارد آن مناطق شد، که ورود استعمار به آن مناطق در قرن گذشته است، یکی از چیزهایی که مزاحم استعمار بود، عقیده به مهدویت بود. بنده سندی را دیدم که در آن بزرگان استعمار و فرماندهان استعماری توصیه می کنند که ما باید کاری بکنیم که این عقیده به مهدویت، بتدریج از بین مردم زایل بشود! آن روز استعمارگرهای فرانسوی و استعمارگرهای انگلیسی در بعض جاهای آن مناطق بودند - فرقی نمی کند که استعمار از کجا باشد - استعمارگرهای خارجی، قضاوتشان این بود که تا وقتی عقیده به مهدویت در بین این مردم رایج است، ما نمی توانیم اینها را درست در اختیار بگیریم."[2]

در واقع محبت اهل بیت‏ (س) به عنوان یک عامل انسجام ملت های مسلمان، از قرن‌ها پیش حتى قبل از دوران فاطمیان با قلب و جان مردم شمال آفریقا عجین شده و موجب همبستگی اسلامی بوده است. سابقه این امر به صدر اسلام و دوران فتح مصر توسط سپاه اسلام برمى‌‏گردد.در این سپاه جمعى از دوستداران حضرت على‌‏ (ع) نظیر ابوذر غفارى، مقدادبن اسود کندى و ابوایوب انصارى حضور داشتند. این عده آشکارا به ولاى حضرت على(ع) اهتمام داشتند و به دعوت مردم به سوى ایشان معروف بودند و هیچ گاه و در هیچ جایى از فراخواندن مردم به ولا و محبت آن حضرت بازنمى‌‏ایستادند.

اولین دولت تشکیل شده در مغرب،که با تاثیر پذیری از اسماعیلیه ،گرایش به معارف اهل بیت(س) داشت، دولت ادریسیان بود.موسس این دولت ادریس نام داشت که طبق شجره خود از نوادگان پیامبر اسلام محسوب می شود و به همین دلیل مورد حمایت قبایل بربر که تمایلات شیعی داشتند،قرار گرفت و سلسله ادریسیان را بنا نهاد.او در سال 127 هجری قمری به مغرب مهاجرت کرد و حکومت شیعی - اسماعیلی،ادریسیان را تشکیل داد.در واقع تاسیس دولت ادریسیان در شمال آفریقا،در ادامه ترویج معارف اسلامی توسط ائمه شیعه و بخصوص حضرت امام جعفر صادق(ع) و فعالیت های اسماعیلیه بود.این تعالیم باعث اتحاد علما و رجال شیعی و سنی و ورود آنان به مباحث سیاسی و اجتماعی و ایجاد انگیزه برای تشکیل حکومت بود.

دولت فاطمیان مهمترین بخش از تاریخ اسماعیلیان است ودر واقع دومین دولت شیعی، عربی، اسماعیلی،در شمال آفریقا می باشد.این دولت نه فقط بزرگترین دولت شیعی بلکه بزرگترین حکومت اسلامی نیز تلقی می گردد که نقش مهمی در اشاعه معارف اهل بیت(س) در شمال آفریقا ایفا نمود.یکى از مهمترین کارهاى دوره فاطمیان تاسیس دانشگاه الازهر با هدف تدریس فقه شیعه بود.تسمیه الازهر به حضرت فاطمه زهرا (س) نسبت داده شده است.

 این دولت ها یعنی ادریسیان و فاطمیان به دلیل شعارهای عدالتخواهانه و طرح تشکیل حکومت عدل در آخرالزمان،خیلی زود مورد حمایت مستضعفان و محرومان جامعه واقع شده و موضوع منجی، به عنوان حامی مسلمانان مورد اقبال عمومی قرار گرفت.این حکومت ها با بررسی سابقه مردم بربر، دریافته بودند که در آن مناطق اندیشه مهدویت ریشه دوانده و مردم آرمان‌خواه و ستم‌دیده بربر، برای رهایی از ظلم و ستم حاکمان، در انتظار تحقق وعده و بشارت تشکیل حکومت مهدی برای نجات از مشکلات بودند.از این رو، اسماعیلیه شعارهای خود را بر دو محور اصلی، «مهدویت» و «الرضا من آل محمد» قرار دادند.

در دوره فاطمیان برپایى مراسم جشن و عزادارى در ایام تولد یا شهادت اهل بیت(س) رواج پیدا کرد.زیارت و بوسیدن مقابر متبرکه، توسل به ائمه و به ویژه گرامیداشت روز عاشورا گسترش یافت.وجود سه حرم متبرک در قاهره یعنى مقام راس الحسین‏  (ع)، مرقد حضرت زینب (‏س) و مرقد سیده نفیسه، عوامل اصلى افزایش محبت آل محمد(ص) در جامعه مصر است.این حرم ها امروز نیز زیارتگاه عاشقان اهل بیت‏ مى‌‏باشند. در کشور مغرب، نشانه های بسیاری مبنی بر محبت اهل بیت رسول الله(س) وجود دارد.برای مثال شخصیت حضرت علی (ع) و شجاعت ،عدالت و رادمردی ایشان زبانزد خاص و عام است.در ادبیات شفاهی ،مکتوبات و فرهنگ عمومی و در داستان های باستانی و ضرب المثل های مغربی، و مدایح و قصیده ها، این محبت جلوه خاصی دارد.در بعضی از شهرها،مردم در بالا و کنار درب های خانه یا محل کسب خود، تصویر کف دست با پنج انگشت را نصب می کنند که نماد پنج تن آل عباست.در این کشور نامگذاری اسامی اهل بیت(س) بر نوزادان و بخصوص اسامی معمولاً حسن و حسین برای پسران دوقلو نیز مرسوم می باشد.

متفکران گرانقدری همچون سیدجمال الدین اسدآبادی, سیدقطب و حسن البنا که طلایه داران وحدت اسلامی هستند،در شمال آفریقا می زیسته اند.همچنین وجود شخصیت هایی چون علامه محمدتقی قمی در دارالتقریب مصر در کنار متفکران جهان اسلام مانند شیخ سلیم بشری, علامه سیدشرف الدین،و تأکید آیت الله العظمی بروجردی بر تشویق عالمان مذاهب در تبادل آرا و اندیشه ها, آگاهی از مبانی معیارهای فقهی اجتهادی مذاهب اسلامی و فتوای مشهور شیخ شلتوت در مورد مجوز عمل به فقه جعفری و به رسمیت شناختن مذهب تشیع و اعلام مذاهب خمسه اسلامی, بیش از پیش راه دستیابی به تقریب عملی را در شمال آفریقا هموار ساخته است.

اگرچه خیزش اسلامی در شمال آفریقا و دیگر کشورهای عربی را نمی توان یک تحول شیعی وهمانند انقلاب اسلامی ایران معرفی نمود، اما وجود بیداری اسلامی در آن مناطق با تاکید برتقویت انسجام اسلامی، به عنوان بخشی از قدرت نرم جهان اسلام می تواند خیزش اسلامی در کشورهای عربی،را به سرانجام خوبی برساند.

مسلمانان زمانی می توانند از حالت دفاعی خارج شده و برای مقابله با جنگ نرم غرب بر علیه اسلام، وضعیت حمله بگیرند که منابع قدرت خود در این مصاف نرم را شناسایی کرده و با سازماندهی این منابع، تهدیدات را به فرصت تبدیل نمایند.اشاعه فرهنگ تقریبی با تاکید بر همبسگی اسلامی،ترویج تعالیم اهل بیت(س) و معارف مهدوی از جمله منابع قدرت نرم جهان اسلام است که در صورت سازماندهی و بهره گیری توسط علمای مسئول،می تواند به عنوان قدرت نرم، علیه دخالت های آمریکا در کشورهای اسلامی عمل نماید.

 پذیرش و باور به این که دشمنان ملت های مسلمان در شرایط کنونی بیش از پیش ضعیف شده اند ، قدم اول برخورد متحدانه و هوشمندانه در چنین عرصه‌ای است.